·▪••●ஐღஐیار دبستانی منஐღஐ●••▪·
ஐღஐدوستی فرصت نیست.بلکه مسئولیتی ست شیرین....ஐღஐ
احوالات؟ خوفیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن؟ عیدتون مبارک شاعري داشت وطن امیدوارم عید به همتون خوش بگذره راستی سیدا عیدیتون فراموش نشه اینم الان نمیدونم چه ربطی به قضیه داشت بابای دست گذاشتم رو کسی که عاشقم نمی دونست سر بودم از خیــــــــلیا و لایــــقم نمی دونست دست گذاشتم رو کسی که رنگ چشماش روشنه شمشاد همسایمون پیش قدش یه ســـــــــوزنـــــه دست گذاشتم رو کسی که طعم چشماش عسله کمترین شعری که تو می شنوی از اون غزلــــــه دست گذاشتم رو یکی که نه سفیده نه سیاه ظاهرش گندمیه به چشمم اما کمیــــــــــــا دست گذاشتم رو یکی که عادتش نساختنه سرنوشت هر کسی که اونو میخواد باختنه دست گذاشتم رو یکی که اون منو دوس نداره من تو پاییزم و اون اهل یه جا تو بــــــــــــهاره دست گذاشتم رو کسی که از تو خندش میگیره اینارو دلم می گه. می گه و بعدش مـــــــــیمیره دست گذاشتم رو یکی که داشتنش خوابه هنوز کمترین شاگرد چشماش خود مهتابه هنـــــــوز دست گذاشتن رو کسی اسونه اما ساده نیست توی اینجور بازیا خب همیشه اراده نیــــــست می نویسم که دیگه رو هیچکی دست نمی ذارم ولی نه دروغه من هنوز اونو دوســــــــــش دارم دست گذاشتم حالا رو قلبمو چشمامو سرم تا مثه تو قصه ها از یادم اونـــــو بـــــــــبرم ولی دست عاقلترهمونده روی همین یکی چرا من بذارمش رو سرو چشمام الــــــکی اخ اخ یادش به خیــــــــــــــــــــــــــــر چه روزگارانی بود شاید بگویید:خوب.زندگی من دقیقا مطابق با توقع هایم نیست. اگر در همین لحظه زمان زندگی از شما بپرسد : تو برای من چه کرده ای؟ چه پاسخ می دهید؟ ارزوی کوتاه کردن راه به شما سرعت نمی بخشد:"باید میان سخت گیری و رحمت . میان انظباط و سهل انگاری توازن بر قرار کرد.بدون تلاش هیچ چیز رخ نمی دهد.حتی معجزه.برای انکه معجزه ایی رخ دهد ایمان لازم است.برای ایمان داشتن باید حصار پیش داوری هارا برچید.برای ویران کردن حصارها شهامت لازم است .برای شهامت داشتن غلبه بر خوف لازم است و همین طور پیش میرود. بگذارید با روزگار خود از در اشتی در اییم.نباید از یاد ببریم که زندگی هوادار ماست .او نیز خواهان رشد است.بگذارید یاری اش کنیم. "پائولو کوئلیو"![]()
![]()
![]()

كه هميشه مي گفت
((اهل كاشانم من ...
پيشه ام نقاشي!
سر سوزن ذ وقي ...))
و هميشه پرسيد:
(( خانه دوست كجاست!))
و هميشه ترسيد:
((آب را گل نكنيم!))
در عوض من ا مروز
نه همينك امروز
همچنان باز هنوز
دايمأ مي گويم :
اهل ايرانم من !
دايمأ مي پرسم
از عدالت چه خبر؟
دايمأ مي گويم :
آب را گل بكنيم
در فرو دست يكي هست كه مي دزدد آب !
اهل ايرانم من
وطنم معبر شط تاريخ
بعد مرگ پدرم من (( مسلمان)) ماندم
حا ليا مي گويم :
حكم من حكم نبي (ص)
سر تاريخي من مهر نبي (ص)
نام من زنده به اسماء علي (ع)
شغل من ، عشق ولي
من اگر نقاشم
نقش من نقش زني يا مرديست
كه درون رگ او خون عدالت جاريست
پس مي پرسيد، چرا مي پرسم
از عدالت چه خبر
خانه اش را چه كسي مي دا ند !
ره اين خانه كجاست ؟
شرف و نام و بزرگي ز كه دارد ميراث
من شنيدم كه كسي گفت :
« علي (ع)»
و شنيدم كه خميني فرمود :
(( عين ، در حرف عدالت همه جا « عين علي » است ))
اهل ايرانم من
راستش من گويم
بي عدالت نفسم ميگيرد !
و مترسيد اگر مي گويم
آب را گل بكنيم
در فرو دست يكي هست كه مي دزدد آب
چيني نازك او قلابي است
يك تلنگر كافي است
آب را گل بكنيم
فصل پر باراني است
مي توان دريا شد
از علي تا به علي فاصله نيست.
منبع: وبلاگ بهترين شعر من![]()
![]()

...همینطوری یه عکس از خودم پروندم شما زیاد به دل نگیرید![]()
![]()
![]()



