·▪••●ஐღஐیار دبستانی منஐღஐ●••▪·
ஐღஐدوستی فرصت نیست.بلکه مسئولیتی ست شیرین....ஐღஐ
تو ادمی ولی چقدر مثله بادبادکی نخ تو .توی دست های من ولی همیشه بی اجازه می روی سراغ ابرهای پشمکی سراغ افتاب تازه میروی *** تو هم کلاسی پرنده ایی توهم اتاقی ستاره ایی ورق ورق سبک جدا شبیه یک کتاب پاره پاره ایی *** تو شکل قاصدک تو شکل باد توشکل رفتنی وراستش کمی شبیه منی شبیه این دل منی *** توباپرنده ها تو با تمام بالهای دربه در چه زود جفت و جور میشوی تو بی هوا تو بی خبر تو دور دور دور میشوی *** اهای باد بادک عزیز! بیا چقدر دیر کرده ایی بیا بیا فقط بگو کجای اسمان دوباره گیر کرده ایی! سلام بچه ها احوالات؟ خوبین انشالله بچه ها یه چن روزه شدید خود شیفته شدم واسه همین برایه خودم شعر سرودم حالا ببنید خوب گفتم یا نع یاعلی دیگه بسه گریه کردن .واسه فردامون دعا کن دنیا که دیدن نداره بذار همه رو بهم بریزم گره ی اخماتو واکن نمی خوام نباشه افتاب وقتی هستی تو کنارم جایه تو چه سبزه سبزه بخدا می مونم به کنارت چه تابستون چه زمستون گریه نکن گلکم اون که رفته بر میگرده واسه من هیچکی تو دنیا شکیبایه خودم نمیشه خوب بود یا نع؟ راستی جمله ی اخلاقیم رو یادم رفت بنویسم "سقف اعتماد تعمیریست مدام چکه میکند" یاعلی زیر گنبد کبود جز من و خدا کسی نبود روزگار رو به راه بود هیچ چیز نه سفید و نه سیاه بود با وجود این مثل اینکه چیزی اشتباه بود *** زیر گنبد کبود بازی خدا نیمه کاره مونده بود واژه ای نبود و هیچ کس شعری از خدا نخوانده بود *** تا که او مرا برای بازی خودش انتخاب کرد توی گوش من یواش گفت: "تو دعای کوچک منی" بعد هم مرا مستجاب کرد *** پرده ها کنار رفت خود به خود با شروع بازی خدا عشق افتتاح شد سال هاست اسم بازی من و خدا زندگی ست هیچ چیز مثل بازی قشنگ ما عجیب نیست بازیی که ساده است و سخت مثل بازی بهار با درخت *** با خدا طرف شدن کار مشکلی ست زندگی بازی خداو یک عروسک گلی ست. سلام سلام بچه ها خوبین؟سلامتین؟خوشین؟ چه خبرا؟ چن وقته که که کلمه "غرور" بد جوری فکرمو به خودش مشغول کرده...کلمه ایی که خیلی از ماها به خاطر داشتن یه همچین چیزی خیلی از چیزامون رو از دست دادیم...مثل عشق......در واقع میتونم بگم خیلی از ماها قربونی های غرورمون هستیم !!!شاید خیلی از شماها عشقتون رو به خاطر غرور از دست داده باشین...ویا حتی دوستاتون رو ...این شعر "مریم" انگار حرفایه منه به اونی که به خاطر غرور از دست دادمش ...البته الان دیگه زیاد ناراحت نیستم!!!... خب دیگه بسه من بلد نیستم زیاد هدفم رو برسونم... غرور نذاشت بهت بگم قد خدا دوست دارم حالا نشستیم یه گوشه دارم ستاره میشمارم تنهایی عین یه تبر شکسته برگ وریشه مو سوزونده افت غرور از حالا تا همیشه مو اگر بهت گفته بودم حالا تو ماله من بودی من تو خیال تو بودم تو تو خیال من بودی کاش که میون من وتوتواون روزاحصارنبود هیچی میونمون به جز دلای بی قرار نبود انگار که تقدیر نمی خواست تودر کنارمن باشی منم بـــــهار تو باشم تو هم بـــــــــــهار من باشی یه خلوت ساکت و سرد انگار اسیرمون شده نمی شه فکر دیگه کرد ما خیلی دیرمون شده تو رفتی و حالا دیگه اونور دنیا خونته انگار نه انگار که کسی اینور اب دیوونته تقصیر هردومون بوده ما عشقمو نشناخته بودیم فقط یه قصر کاغذی تو رویامون ساخته بودیم باید یکی از ما دوتا غرور می گذاشت زیر پا اروم به اون یکی میگفت یه عاشق واقعی باش جدایی دستایه مایه اتفاق ساده نیست سواره هرگز با خبر از غصه ی پیاده نیست توی مسیر عاشقی باید هوای دل و داشت حرف دل و عین قسم رو طاقی چشما گذاشت حالا که من تنها شدم قدر چشاتو میدونم ولی نمیشه کاری کرد همیشه تنها می مونم کاش توی دنیاهیچ کسی قربونی غرور نشه راه دو تا پرنده کاش هیچ روزی از هم دور نشه.
باد بادک عزیز....

![]()
![]()
![]()

شکیبای پاپیزی من....
شکیبای پاییزی من همه ی غماتو چال کن
شکیبای پاییزی من چشاتو ببند عزیزم
شکیبای پاییزی من دختر شبهای مهتاب
شکیبای پاییزی من وقتی نیستی دلم میلرزه
شکیبای پاییزی من دیگه بسه التماس بارون
شکیبای پاییزی من دنیا جایه غصه و درده
شکیبای پاییزی من با توام تا به همیشه![]()
![]()
" زیر گنبد کبود..."
"غرور"


