·▪••●ஐღஐیار دبستانی منஐღஐ●••▪·
ஐღஐدوستی فرصت نیست.بلکه مسئولیتی ست شیرین....ஐღஐ
سهراب نیستم و پدرم تهمتن نبود.اما زخمی در پهلو دارم.زخمی که به دشنه ایی تیز پدر برایم به یادگار گذاشته است. هزار سال است که از زخم پهلویه من خون می چکد و من نوشدارو ندارم. پدرم وصیت کرده است که هرگز برای نوشدارو برابر کی کاووسی گردن کج نکنم و گفته است که زخم در پهلو و تیر در گرده خوشتر تا طلب نوشدارو از ناکسان و کسان. زیرا درد است که مرد را می زاید و زخم است که انسان را می افریند. پدرم گفته است:قدر هر ادمی به عمق زخمهایه اوست.پس زخمهایت را گرامی دار. زخم های کوچک را نوشدارویی اندک بس است.تو اما در پی زخمی بزرگ باش که نوشدارویی شگفت بخواهد. و هیچ نوشدارویی شگفت تر از عشق نیست.و نوشدارو عشق تنها در دستان اوست. او که نامش خداوند است. پدرم گفته بود که عشق شریف است و شگفت است و معجزه گر. اما نگفته بود که عشق چقدر نمکین است و نگفته بود که او نوشدارو دارد.دستهایش این همه از نمک عشق پر است و نگفته بود که او هر که را دوست تر بدارد بر زخمش از نمک عشق بیشتر می پاشد!! زخمی بر پهلویم است و خون می چکد و خدا نمک میپاشد.من پیچ میخورم و تاب میخورم و دیگران گمانشان که می رقصم!من این پیچ و تاب را و این رقص خونین را دوست دارم.زیرا به یادم میاورد که سنگ نیستم.چوب نیستم.خشت و خاک نیستم.که انسانم... پدرم وصیت کرده است و گفته است:"از جانت دست بردار.از زخمت اما نه.زیرا اگر زخمی نباشد دردی نیست و اگر دردی نباشد در پی نوشدارو نخواهی بود و اگر در پی نوشدارو نباشی عاشق نخواهی شدو عاشق اگر نباشی خدایی نخواهی داشت... دست بر زخمم میگذارم و گرامی اش میگذارم که این زخم عشق است و عشق میراث پدر میراث پدر علیه السلام! سلام بچه ها خوبین؟ خیلی که فک کردم خب من برم سره اصل مطلب وقتی کار بر روی چیزی را اغاز میکنید همواره جریان مخالفی در برابر شما وجود خواهد داشت.اگر بتوانید از دشواری هایه نخستین عبور کنید.آن جریان مخالف تقویت خواهد شد. باید از این امر بهره بگیرید.میل به جلب رضایت تمام مردم دنیا باعث پیشرفت نمیشود.تنها میان حالان در این امر موفق میشوند. و حتی همین هم مشروط به قربانی هایه شخصی بسیار است.نیز نفرت و بیزاری از کسی که شما را دوست ندارد.شمارا پیش نخواهد برد.مطمئن باشید که این بخشی از کار است.از انرژی جریان مخالف برای پرورش اراده ی خود استفاده کنید تا در انچه میکنید عمیق تر و جدی تر باشید.انرا بپذیرید. در همین حال اگر این جریان شمارا از راه خود جدا کرد.به خاطر ان است که این راه مناسب شما نیست.در این صورت تنها دست خود خداوند میتوانسته این جریان مخالف را خلق کرده باشد. یاعلی
میراث پدر...

![]()
"البته فک کردن کاریست بسیار دشوار"
دیدم بدک نیست یه ذره هم از نویسنده ی مورد علاقه ام
"پائلو کوئلیو"
بنویسم. نویسنده ایی که خودم خیلی چیزا از نوشته هاش یاد گرفتم
....به شماهم توصیه میکنم کتاباش بخرید...![]()

مردم![]()


