·▪••●ஐღஐیار دبستانی منஐღஐ●••▪·
ஐღஐدوستی فرصت نیست.بلکه مسئولیتی ست شیرین....ஐღஐ
اقا جون نمیخوام در مورد خودم برات حرف بزنم...نمیخوام ازت گلایه بکنم فقط میخوام عکسایی رو بهت نشون بدم که میدونم حتما خودت هم دیدی. اقا جون من چی بگم!!؟؟من رو سیا چی میتونم بهت بگم ....فقط میخوام بدونم کی میای...نمی خوام ازت خواهش کنم به خاطر من بیای نه من مهم نیستم من زندگیم خیلی خوبه البته میدونم با اومدن تو بهترم میشه اما تورو به اشک این بچه ها قسم میدم زودتر بیای به خاطر این بچه ها بیا..نه به خاطر من و امثال من. اقا جون میخوام بدونم اینا چه گناهی کردن اخه این بچه ها با بودنشون چه چیزی رو واسه این از خدا بی خبرا تهدید میکنن...اینایی که همشون یا فرشتن یا نشونی از فرشته ها دارن. اقا جون من از وقتی که چشام رو باز کردم و خودم رو شناختم فقط شنیدم تو فلسطین و نوار غزه جنگه ...جنگ با تیر و تفنگه.... مگه قبله ی اول ما شیعه ها اونجا نیست پس حداقل به خاطر اینکه مسجد القصی رو ازاد کنی بیا.... **شهیدان غزه چه کودکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــند!!!** ** بسه جنگ بی ثمر ..... برایه هر زیاد و کم ** میدونم اقا جون با دیدن این تصاویر داغ دلت رو تازه کردم ولی منو ببخش میخواستم بهت بگم فقط به خاطر این بچه ها بیای...میخواستم بهت بگم دنیا که دیگه اصلا ارزش دیدن نداره... یاعلی درها را ببند پنجره ها را بکش.درز هارا بگیر.روزنه ها را هم او همیشه اینجا ایستاده است.آن طرف خیابان. روبروی خانه ات. تورا می پاید . میروی و می آیی . میخوابی و بیداری و او چشم ازتو برنمی دارد. کمین کرده است و منتظر است . منتظر یک آن یک لحظه یک فرصت.تا این در باز بماند و این پنجره نیمه بسته .منتظر است.منتظر یک روزن.یک رخنه . یک سوراخ. میخواهد تند و گستاخ و بی محابا با داخل شود و بیش از آن بفهمی و با خبر شوی پیش از آن که کاری کنی .جستی بزند و مثل دوپایی دستش را دور گردنت ببندد و پایش را دور کمرت. می خواهد سوارت شود و آن قدر کوچکت کند . آن قدر مچاله که توی مشت او جا شوی.آن وقت تورا توی جیبش می گذارد و می رود.این همه ی ارزوی اوست . آرزوی شیطان!!! اما وای که بستن درها و گرفتن روزنه ها کافی نیست.زیرا که او زیرکی کهنسال است . هزار اسم دارد و هزاران نقاب .هراسمی را که بخواهد قرض میگیرد و هر قیافه ای را به عاریت. شیطان دشوار می شود و دشوار تر آن وقت که در می زند و لبخند.آن وقت که به زور نمی اید.اراسته و موجه می اید.و ان میکند که تو می خواهی.زشتت را زیبا و بدت را خوب جلوه می دهد. تحسینت میکند و تعریفت و تو آرام آرام غرور را مزمزه میکنی و این اغاز فرو پاشی است. پرده را کنار می زنم.هنوز آنجا ایستاده است.طناب هایه وسوسه در دستش است.... خدایا.خدایا خدایا شمشیری از عشق میخواهم و جوشنی از ایمان. میخواهم به جنگش بروم که من کارزار را از پرهیز دوست تر دارم. "اگر چه هنرمند از حالات گوناگون خنده.رحمومحبت و خشم و عشق و ...سخن میگوید ولی همه انها صورت هایه گوناگونی از یک اهنگ همگانی "کارونا"برمیخیزد و ان محبت و عشق توام با رنجبری است." "بهاوابهوتی" "گرسنگی و عشق است که چرخ های جهان را به گردش در می اورد." "فروید" "من عاشقم.بال دارم و پرواز کردن را به تو می آموزم." "ماکس ژاکوب" "عشق به معنی نفی "خود"و ویژگی هایه شخصی است.عشق یعنی دیدن با چشم هایه دیگری.احساس کردن با قلب او و فهمیدن با فکر او است" "رادها کریشنان" "جوانی که عشق را میهمان دل خود کرده و در سفره ی خود نور حقیقت را دارد.فرزند حقیقی اسمان است.ممکن است بگویند:"او مجنونی عقل باخته است و معشوق او زیبا نیست .درد عشق او بی حاصل است." بر این جاهلان ترحم باید کرد.روح اینان هنگام تولد مرده است.انچه از اینان میبینی تابوتی ست که مدادم با خود حمل میکنند." "عشق دردیست میان استخوان و گوشت.هنگامی که جوانی میگذرد درد عشق به روشنایی تبدیل می شود." "عشق به ادم ها مستلزم ایثار و تفاهم است." "اگر به ازای عشقی که می دهی چیزی طلب کنی هرگز به ساحت عشق گام نگذاشته ای." دانه .درخت است.اما همین دانه اگر در خویش بماند میمیرد.عشق روییدن درخت از دانه است." "جبران خلیل جبران" سلام خوبین؟ خب نظرات بزرگان خوندین...حالا نظر شما در مورد یاعلی










طناب هایه وسوسه در دستش است...
**تنها تو تنها تو یاری ام کن در روز مصاف و در اوردگاه دل.**![]()

عشق و عاشقی از دیدگاه بزرگان:

عشق و عاشقی چیه؟![]()
![]()


