·▪••●ஐღஐیار دبستانی منஐღஐ●••▪·
ஐღஐدوستی فرصت نیست.بلکه مسئولیتی ست شیرین....ஐღஐ
لیلی قصه اش را دوباره خواند. برای هزارمین بار و مثل هر بار لیلی قصه باز هم مرد. لیلی گریست و گفت :کاش اینگونه نبود. خدا گفت:هیچ کس جز تو قصه ات را تغییر نخواهد داد...لیلی! قصه ات را عوض کن. لیلی اما می ترسید.لیلی به مردن عادت داشت.تاریخ به مردن لیلی خو کرده بود. خدا گفت:لیلی عشق می ورزد تا نمیرد. دنیا لیلی زنده میخواهد. لیلی اه نیست.لیلی اشک نیست.لیلی معشوق مرده در تاریخ نیست. لیلی زندگی ست. لیلی! زندگی کن. اگر لیلی بمیرد دیگر چه کسی لیلی به دنیا بیاورد؟چه کسی گیسوان دختران عاشق را ببافد؟ چه کسی طعام نور را در سفره ها خوشبختی بچیند؟چه کسی غبار اندوه را از طاقچه های زندگی بروبد؟ چه کسی پیراهن عشق را بدوزد؟ لیلی!قصه ات را دوباره بنویس. لیلی به قصه اش برگشت. این بار اما نه به قصد مردن. که به قصد زندگب. وان وقت به یاد اورد که تاریخ پر بوده از لیلی های ساده گمنام!!!. سلام بچه ها خوبین؟ خوش میگذره؟ سال نو همتون مبارک چن وقتی میشه که دارم به مرگ فک میکنم"البته همونطور که قبلا هم گفته بودم فک کردن کاریست بسی دشوار اما چه میشه کرد ادمی هم گاهی اوقات مجبور میشه فکر کنه دیگه حالا بگذریم" نه اینکه افسرده باشم و اینا نه دارم به این فکر میکنم اگه بمیرم چی میشه؟!؟ چی از این دنیا کم میشه؟؟!! چی بهم میرسه؟؟؟ خانوادم بعد مرگم چیکار میکنن؟؟؟ هیچکار یعنی بعد 7.40 همچی تموم میشه؟؟؟ یعنی منو فراموش میکنن یا نه تا ابد تو ذهنشون میمونم... حالا از خانوادم بگذریم دوستام چیکارمیکنن همکلاسی های سابقم ...مثلا اگه نفیسه و حدیثه از اون کوچه ایی که همیشه رد میشدیم دوباره رد بشن میگن یاد شکی بخیر چقدر از این کوچه باهم خاطره داریم... یاد s.sبخیر چقدر این شکی رو اذیت میکرد ...میان سراغ قبرم و از مامان و بابام بگیرن یا نه خیلی بی تفاوت از این قضیه رد میشن!!! بعد اینکه مردم اولین کسی که وارد اتاقم میشه کیه؟ کی قدمایه سنگینش رو تو اتاق شیشه اییم میذاره ...کی دس روی عکسام میکشه؟؟؟ یا به قول فروغ"آه شاید عاشقانم نیمه شب...گل به روی گور غمناکم نهند" و یا "پسرانی که به من عاشق بودند هنوز با همان موهای درهم و گردن های باریک و پاهای لاغر به تبسم های معصوم دخترکی می اندیشند که یک شب اورا باد با خود برد" اصلا از اینا که بگذریم پاییز میمیرم یا بهار؟؟تابستون یا زمستون؟؟؟؟ وقتی که تو تابوت میذارنم چه حالی بهم دست میده حالا اینا بمونه وقتی میبرنم قبرستون با اشهد و اینا منو میذارن توی قبر و بعد یه عالمه خاک روم میریزن و اونوقتی که برای لحظه ایی روح به بدن برمیگرده و سرم به سنگ لحد میخوره چه حالی میشم...اگه برم اونجا یعنی ارزو میکنم دوباره به این دنیا زشت برگردم؟؟؟!!! وای نکیر و منکر و چیکار کنم ؟؟!!!هرکدوم یه سوال میپرسن اولیشم نماز خدایا من تو اولین سوالشون میمونم چی بگم؟ بگم اکثرا قضا کردم؟؟!!! بگم چی؟ بگم حواسم به همچی بود الا خدا؟؟؟ بگم بعضی اوقات به خاطر تنبلی نماز رو نمیخوندم...روزه رو چی بگم ؟؟؟ بگم از قصد میشکوندم؟؟؟دیگه اونجا که نمیتونم دروغ بگم بگم حواسم نبود!!!! اگه از این سوالم بگذریم سوالای بعدی چی؟ وای چه جوابی دارم به نکیر منکر بدم؟؟؟ اگه بپرسن ایا تا حالا در مورد قران و ایه هاش فکر کردی چی بگم؟؟؟بگم هنوز لاش رو باز نکردم اگر هم باز کردم همش تریپ معنوی بوده؟؟ یا اگه خوندمش با بی توجهی خوندمش؟؟؟؟؟؟اصلا کاری به ایه هاش و معنی هاش نداشتم؟؟ وای من با چه رویی به نکیر منکر جواب بدم؟؟؟ با صداهای توی قبر چیکار کنم؟؟؟؟ ادم وقتی به اینا فکر میکنه دیوونه میشه اما اگه همیشه خدای بالای سرش رو ببینه از مرگ و قبر نمیترسه.... خداجون کمکم کن تا از این به بعد تو رو واضح تر ببینم بیخودی از نردبون نرم بالا تا دستتو بگیرم متوجه باشم که از این نردبونی "دنیا" که دارم بالا میرم پایه هاش رو تو محکم گرفتی تا نیافتم... خدا جون کمکم کن
لیلی زندگی کن...
بعد مرگم چی میشه؟؟؟


