تبليغاتX
·▪••●ஐღஐیار دبستانی منஐღஐ●••▪·

·▪••●ஐღஐیار دبستانی منஐღஐ●••▪·

ஐღஐدوستی فرصت نیست.بلکه مسئولیتی ست شیرین....ஐღஐ

دو بال کوچک نارنجی

هیچ کس وسوسه اش نکرد.هیچ کس فریبش نداد. او خودش سیب را گاز زد و نیم خورده دور انداخت.

او خودش از بهشت بیرون رفت و وقتی پشت دروازه بهشت رسید ایستاد انگار می خواست چیزی بگوید اما نگفت خدا دستش را گرفت و مشتی اختیار به او داد و گفت:برو زیرا که اشتباه کردی اما اینجا خانه ی توست هر وقت که برگردی. و فراموش نکن که از اشتباه به امرزش راهی هست.

او رفت و شیطان مبهوت نگاهش میکرد. شیطان کوچکتر از ان بود که اورا به کاری وادار کند . شیطان موجود بیچاره ایی بود که در کیسه اش چیزی جز مشتی گناه نداشت.

او رفت اما نه مثل شیطان مغرورانه تا گناه کند او رفت تا کودکانه اشتباه کند.

او به زمین  امد و اشتباه کرد. بارها و بارها اشتباه کرد مثل فرشته ی بازیگوشی  که گاهی دری را بی اجازه باز می کند. یا دستش به چیزی می خورد و ان را می اندازد.

فرشته ایی سر به هوا که گاهی سر میخورد می افتد و دست و بالش می شکند.

اشتباه های کوچک او مثل لباسی نامناسب  بود که گاهی کسی به تن می کند. اما ما همیشه تنها لباسش را دیدیم و هرگز قلبش را ندیدیم که زیر پیراهنش بود. ما از هر اشتباه او  سنگی ساختیم و به سمتش پرتاب کردیم. سنگ های ما روحش را خط خطی کرد و ما نفهمیدیم.

اما یکروز او بی انکه چیزی بگوید لباس های نامناسبش را از تن در اورد و اشتباهای کوچکش را دور انداخت و ما دیدیم که او دوبال کوچک نارنجی هم دارد. دوبال کوچک که سالها از ما پنهان کرده بود و پر زد مثل پرنده ای که به اشیانه اش بر می گردد.

او به بهشت برگشت و حالا هر صبح وقتی خورشید طلوع میکند صدایش را می شنویم زیرا او قناری کوچکی است که روی انگشت خدا اواز می خواند.

 

                                       

سلام به یارهای دبستانی خودم

خوبین شماها؟

منم خوبم سلام دارم خدمتتون

بچه ها شماها تاحالا با یه معتاد رو برو شدین؟

عکس العملتون در برخورد با اون معتاد چطوری بوده؟

البته لازم نیست جوابشو بدین چونکه هم من و هم شماها میدونیم که اگه به یه معتاد بربخوریم ازش کناره گیری میکنیم یه نگاهیی از سر نفرت بهش میکنیم و با نگاهمون بهش می فهمونیم که باعث ننگ بشریته!!!

یا مثلا اگه ادم انسان دوستی باشیم نگاه ترحم امیزی تحویلش میدیم و سرمون رو از روی تاسف براش تکون میدیم.

منم تا چهار .پنج روز پیش شاید رفتارهایی بدتر از این رفتارها رو با افراد معتاد داشتم . تا 4_5 روز پیش حتی اونارو لایق نگاه کردن هم نمیدونستم و اونارو زباله های جامعه می دونستم که کاری جز به گند کشیدن جامعه ندارن!!!

اما الان که پشت میز کامپیوترم نسشتم و دارم وبلاگمو اپ میکنمعقایدم زمین تا اسمون فرق کرده. دیگه یه معتاد رو یه زیباله یا انگل جامعه نمیدونم .بلکه اونارو به عنوان یه بیمار میدونم که مثل بقیه ی بیمارها دارن با بیماریشون دست و پنجه نرم میکنند .

اما معتادین فرقی که دارن اینه که خودش خواستن اینطور بیمار بشن  ودارن تو جامعه ایی زندگی میکنند که اعتیاد رو به عنوان یک بیماری نمیشناسند!!!!

یکشنبه این هفته دانشگاه محترممون زحمت کشید یه نشست با معتادهای ترک کرده"گروه N_A" گذاشتن  و ماهم قدم رنجه فرمودیم و تشریف بردیم اونجا.

برام خیلی جالب بود از اینکه اولین بار یه معتاد ترک کرده رو میبینم و باهاشون هم صحبت میشم و اینکه از احساساتشون مطلع میشم.

اون معتادین سه نفر بودن اولینشون سعید که 25 ساله بود از دوران نوجوانی حدود 16-17 سالگی به خاطر موقعیت اجتماعی ای که داشت سر به کوچه و خیابون میذاره و اولین رفیق شفیقی هم که از تو کوچه واسه خودش پیدا میکنه "مواد مخدر" بوده و الان 3 ساله که ترک کرده.

دومیشون هم محمد رضا بوده که حدود 26 سال قبل که توی یه خونه اشرافی زندگی میکرده و نقل مجلس باباش اینا هم تریاک و مشروب بوده با تریاک و هرویین اشنا میشه و یواشکی میره سراغ  این جور مواد ها و الان که 45 سالش و 3 ساله که ترک کرده و یه بچه دو سال داره.

سومیشون هم محمد حدود 42-43 ساله و ....

اول مراسم استاد اقا یوسفی"خیلی دوسش دارم" اومدن و صحبت کردن و تا حدودی مارو با ابزارهای اعتیاد و اینا یه توضیح اجمالی دادن .

بعد استاد اقا یوسفی استاد جواهری اومدن و عکسای معتادین رو بهمون نشون دادن که درد رو به درد می اورد و اتیش رو می سوزوند.

وقتی داشتم اون عکسارو میدیم اصلا تو فضای نماز خونه ی دانشگامون نبودم!!!

تا حالا ماده ی خطر ناکی به نام (تورجیزک یا ارجیزک) به گوشتون خورده؟

این ماده اوایلش به عنوان داروویی برای ترک اعتیاد مصرف میشده اما برخی از این ادمهایی که بویی از انسانیت نبردن اون رو دسکاری کردن و ازش ماده ایی به نام (نورجیزک) بدست اوردن که اعتیاد فوق العاده بالای داره!

استاد جواهری فیلمی بهمون نشون دادن که پسره می خواست نورجیزک به خودش تزریق کنه که توهمه جای بدنش به دنبال رگ میگشت که اخر هم روش رو اونطرف میکنه و فیلم تموم میشه و استاد گفت که کجاش تزریق کرد .جایی که ادم حتی فکرش رو هم نمیتونه بکنه!!!

البته الان هم از همین ادمهای مخرب کورتن رو با "خیلی خیلی ببخشید" ادرار فرد معتاد قاطی می کنند و به عنوان تورجیزک میفروشند که باعث ترک مواد مخدر بشه غافل از اینکه این ماده خطرناک تر از همه ی اوناست.!

و یه چیز دیگه اینکه استاد جواهری گفتن مصرف اکستازی و کرک در زنان دوبرابر مردان است!!!!

یه چیز دیگه هم در مورد خون بازی  بود که واسه من خیلی جالب بود.

خون بازی یعنی اینکه یک فرد معتادی که نعشه شده خون خودش رو باهمون سرنگ الوده میگیره و به یه فردی که میخواد نعشه بشه تزریق میکنه

و یه چیز مهم تر اینکه من بعد دو ترم تازه فهمیدم نماز خونه دانشگامون کجاست!!!!!!!!!!!

 

 

          

 جواد کاظمیان

  واسه اینکه حال و هوامون عوض بشه موافقین چند تا عکس از جواد کاظمیان ببنید ایا؟؟؟

یادم میاد یه زمانی جونم واسه جواد میرفت اما از وقتی که گذاشته رفته امارت هیچ علاقه ایی بهش ندارم .دیگه همچی بین ما تموم شده

 

             

 

اینم از جواد جون داوود جان

 

              

 

اینجا هم که دیگه اخــــــــــــــــــــــــرشه

 

                      

 

اینجا یه حسی بهم میگه خیانته

اسم دختره  هم فاطمه نساء

جواددددددددددددددددددد

 

اینجا هم جواد و پدر محترمش

 

                   

 

خب دیگه زیادی عکس دیدین همین الان پاشین واسه اق جواد اسپند اتیش کنید که بچم چش نخوره بعدم میتونید بردین مارو بخیرو شمارو به سلامــــــــــــــــت

یاعلی

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 16:57 توسط ஐღஐیار دبستانیஐღஐ| |