تبليغاتX
·▪••●ஐღஐیار دبستانی منஐღஐ●••▪·

·▪••●ஐღஐیار دبستانی منஐღஐ●••▪·

ஐღஐدوستی فرصت نیست.بلکه مسئولیتی ست شیرین....ஐღஐ

قطره دلش دريا مي خواست. خيلي وقت بود كه به خدا گفته بود.

هر بار خدا مي گفت :( از قطره تا دريا راهي ست طولاني. راهي از رنج و عشق و صبوري. هر قطره را لياقت دريا نيست.)

قطره عبور كرد و گذشت. قطره پشت سر گذاشت. قطره ايستاد و منجمد شد. قطره روان شد و راه افتاد. قطره از دست داد و به اسمان رفت. هر بار چيزي از رج و عشق و صبوري اموخت.

تا روزي كه خدا گفت:(امروز روز توست روز دريا شدن.)خدا قطره را به دريا رساند. قطره طعم دريا را چشيد.طعم دريا شدن را اما.....

روزي قطره به خدا گفت:( از دريا بزرگ تر. اري از دريا بزرگ تر هم هست؟)

خدا گفت:(هست)

قطره گفت:( پس من انرا مي خواهم. بزرگ ترين را. بي نهايت را.)

خدا قطره را برداشت و در قلب ادم گذاشت و گفت:( اينجا بي نهايت است.)

ادم عاشق بود.دنبال كلمه اي مي گشت تا عشق را توي ان بريزد. اما هيچ كلمه ايي توان سنگيني عشق  را نداشت. ادم همه ي عشقش را توي يك قطره ريخت. قطره از قلب عاشق عبور كرد و وقتي كه قطره از قلب عاشق چكيد، خدا گفت:" حالا تو بي نهايتي. زيارا كه عكس من در اشك عاشق است."

www.hamtaraneh.com

باز كن پنجره را
قاصدكی فرستادم
فوت كرده ام بر آن
تا برایت سلام آورد
كه بتابد بر تو
باران آورد
جاری شود برتو
سبزی سبزه ها را
بر دوشش گذاشته ام
و درختی كه
سایبانت باشد
باز كن پنجره را

سلام به يار هاي دبستاني خودم

احوالات؟

خوبين همگي ايا؟

چه كار ميكنيد با تابستون ؟به قول بچه ها" واسه تابستونتون چه برنامه ايي دارين؟؟؟؟؟؟"

منكه از دو سه روز ديگه برنامه ي تابستونيم شروع ميشه و خانوادگي ميريم گردش علمـــــــــــــــي!!! شماهم تشريف بياريد خوشحال ميشيم.

غرض از ور ور كردنم اين بود كه اگه شماها كامنت گذاشتين  ومن جواب ندادم بدين علت ميباشد كه دسترسي به نت ندارم ولي اولين جايي كه به نت دسترسي پيدا كردم از شرمندگي تك تكتون در ميام.

ولي تنهام نذاريد و بيايد و سر بزنيد و كامنتاي گهر بار بذاريد.

همتون رو شوس دالم كم و زياديش رو ديگه ببخشيد.

موفق باشين

ياعلي

نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 13:33 توسط ஐღஐیار دبستانیஐღஐ| |