تبليغاتX
·▪••●ஐღஐیار دبستانی منஐღஐ●••▪·

·▪••●ஐღஐیار دبستانی منஐღஐ●••▪·

ஐღஐدوستی فرصت نیست.بلکه مسئولیتی ست شیرین....ஐღஐ

صدا

در انجا بر فراز قله ی کوه

دوپایم خسته از رنج دویدن

به خود گفتم که در این اوج دیگر

صدایم را خدا خواهد شنیدن

 

به سوی ابرهای تیره پر زد

نگاه روشن امیدوارم

زدل فریاد کردم که ای خداوند

من او را دوست دارم دوست دارم

 

صدایم رفت تا اعماق ظلمت

به هم زد خواب شوم اختران را

غبار الود و بی تاب کوبید

در زرین قصر اسمان را

 

ملائک با هزارا دست کوچک

کلون سخت سنگین را کشیدند

ز طوفان صدای بی شکیبم

به خود لرزیده در ابری خزیدند

 

ستونها همچو ماران پیچ در پیچ

درختان در مه سبزی شناور

صدایم پیکرش را شستشو داد

ز خاک ره درون حوض کوثر

 

خدا در خواب رویا بار خود بود

به زیر پلکها پنهان نگاهش

صدایم رفت با اندوه نالید

میان پرده های خوابگاهش

 

ولی ان پلک های نقره الود

دریغا ، تا سحرگه بسته بودند

سبک چون گوش ماهی های ساحل

به روی دیده اش  بنشسته بودند

 

صدا صد بار نومیدانه برخاست

که عاصی گردد و بر وی بتازد

صدا میخواست  تا با پنجه خشم

حریر خوای اورا پاره سازد

 

صدا فریاد میزد از سر درد

به هم کی ریزد این خواب طلایی؟

من اینجا تشنه ی یک جرعه مهر

تو انجا خفته بر تخت خدایی

 

مگر چندان تواند اوج گیرد

صدایی دردمند و محنت الود؟

چوصبح تازه از ره باز امد

صدایم از "صد ا "د یگر تهی بود

 

ولی اینجا به سوی اسمانهاست

هنوز این دیده ی امیدوارم

خدایا این صدا را می شناسی؟

من اورا دوست دارم، دوست دارم

           

دارم میرم نگو نرو........

 

دارم میرم نگو نرو
هوا هوای رفتنه
هرچی بوده تموم شده
چاره ی ما گذشتنه
دارم میرم تا سرنوشت ، مار و به بازی نگیره
خوب میدونم این عاشقی ، از یاد هردومون میره....از یاد هردومون میره

دارم میرم نگو نرو
دارم میرم نگو بمون
وقت خداحافظیه
قصه ی عاشقی نخون
تورو خدا گریه نکن ، غصه ی رفتنو نخور
بهتره که تموم کنیم ، تو هم دلو ازم ببر....تو هم دلو ازم ببر

یادم میاد روزی رو که ، ما دوتا دل داده بودیم
اما حالا میخندمو ، میگم چقدر ساده بودیم
یادم میاد روزیرو که پرمیکشیدیم واسه هم
اما حالا نشسته جاش یه عالمه غصه و غم....یه عالمه غصه و غم

دارم میرم نگو نرو
هوا هوای رفتنه
هرچی بوده تموم شده
چاره ی ما گذشتنه
دارم میرم تا سرنوشت ، مار و به بازی نگیره
خوب میدونم این عاشقی ، از یاد هردومون میره....از یاد هردومون میره

شاید دیگه نبینمت ، شاید نگاه آخره
چشمای بی گناه تو آتیش به جونم میزنه
سادگی اشتباه ما ، گناه ما دل بستنه
جدایی سرنوشت تو ، تنهایی تقدیر منه....تنهایی تقدیر منه

دارم میرم نگو نرو
هوا هوای رفتنه
هرچی بوده تموم شده
چاره ی ما گذشتنه
دارم میرم تا سرنوشت ، مار و به بازی نگیره
خوب میدونم این عاشقی ، از یاد هردومون میره....از یاد هردومون میره

                          

               

سلام به یارهای دبستان خودم

احوالا میزونه؟

روزگار بر وقف مراد هست ایا؟

هی منم خوفم . بدک نیستم بالاخره یه نفسی قاچاقی میاد و میره.

اوه اوه الان که نگاهی به اخرین پستم می اندازم مشاهده میکنم که مدت بسیار زیادی که "اپ" نکردم. اما شماها هم لطف کردین و منو تنها نذاشتین. البته اصلا الانم حسش نبود که اپ کنم اما دلم نیومد که نگم دوستی من و ابجی فرشته جونم و ابجی پارمیدام داره یکساله میشه پس بزنید به افتخارمون....

میتونم بگم این دوستی هرچند که مربوط به دنیای مجازی میشد اما ما اون دوستی رو به دنیای واقعی هم کشوندیم و هر روز عمیق تر از روز قبلش شده بود....اوه اوه الان دارن از اتاق فرمان اشاره میکنن و میگن که یه داداش بردیا هم داشتی دختر. اره داشتم اما هنوز یکساله نشده . یه داداش بردیایی که بیشترین خاطرهام ازش دعوا و قهر بوده.....

اووووووووو من چقدر حرف میزنم خودمو کشتم واسه همین چن خط ....

بازم از "فرشته جونممممممممممممممممممممممممممم و پارمیدای عزیزم"که چن وقته بی وفا شده و خبری از ابجی کوچیکش نمیگره"، دوچرخه گرامی، یاسی گلم، اقا جرجیسن عسیسم،زندانی دوس داشتنی، اقا بهمن گل.ارغوان عزیزم.مژگان نازنینم و ...... "ممنونم که همیشه به فکرمید و بهم سر میزنید.یه دنیا ممنونم

موفق باشین

یاعلی

 

نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 13:33 توسط ஐღஐیار دبستانیஐღஐ| |