تبليغاتX
·▪••●ஐღஐیار دبستانی منஐღஐ●••▪·

·▪••●ஐღஐیار دبستانی منஐღஐ●••▪·

ஐღஐدوستی فرصت نیست.بلکه مسئولیتی ست شیرین....ஐღஐ

5306.gifاین پسره تن فروشی میکند!!!

 

r9gmgfgvi7kq77xx5q7k.jpg

عرفان را در یکی از پارک‌های شمال شهر تهران می‌بینم. پسر 28 ساله‌ای که کتابی از "کافکا" به دست گرفته و مشغول نت برداری از کتاب است. عرفان 5 سال است که به زنانی که مشتری او هستند خدمات جنسی ارائه می‌دهد. عاشق فلسفه، زن و شغل خود است. به زعم خودش تن فروش حرفه ای و متخصصی است و تفاوت زیادی با نامزد خود دارد که همکار اوست. به نظر او مردی که خدمات جنسی ارائه می‌دهد خوشبخت‌تر است و مثل زنان روسپی افسرده نمی شود.

گفت و گو با عرفان سلسله مراتب فرودستی و فرادستی زنان و مردان را به خوبی نشان می‌دهد. عرفان شغل خود را تخصص بی نظیری می داند و درآمدی بسیار بالاتراز همکاران زن خود دارد. خود را تحقیر شده نمی‌یابد و زندگی خود را مدرن و توام با خوشبختی می‌داند. 

 

وقتی می خواهم از 5 سال پیش بگوید و اینکه چرا چنین فکری به سرش زد، خیلی ساده می‌گوید: درست مثل همه زنان فاحشه. من از زمان نوجوانی مثل اکثر پسرهای جوان متوجه بودم که برای زنان میانسال جذابیت هایی دارم. آن زمان که شروع به کار حرفه‌ای (به این معنی که بخواهم پولی بابت خدماتم بگیرم)کردم، دانشجوی دانشگاه تهران بودم. چند بار از طرف همکلاسی‌های مسن تر و حتی یکی از اساتید به من پیشنهاد شد که فقط با آنها سکس داشته باشم. و بعد یکی از همان ها بود که به من پول خوبی داد و گفت حاضر است این رابطه را به همین شیوه ادامه دهد. شروع کار از همین روابط جسته گریخته بود. 

 

 

شیوه جذب مشتری عرفان کم کم روشمند می‌شود. او می‌گوید: دو سال بعد از آن که چند مشتری ثابت پیدا کرده بودم خانه ای در شمال شهر اجاره کردم و تردد در شمال شهر من را نسبت به بوق ماشین زنان حساس کرد. با زنها می رفتم و تمام مدت از اینکه مثل بچه نوازشم می کنند و تا 600 هزار تومان برای یک شب به من می دهند احساس غرور می کردم.  

 

او احساس خود را نسبت به زنان اینطور توصیف می کند: اوایل چندان از زنها خوشم نمی‌آمد یعنی فقط به سکس و جنبه های جنسی زنان فکر می‌کردم. ولی بعد از اینکه این کار را شروع کردم عاشق زنها شدم. موجوداتی بسیار ظریف هستند و پیچیدگی هایی دارند که از کشف آنها در هر زنی لذت می‌برم. زنان میانسالی که مشتری من هستند واقعا ترسناک هستند. وقتی با من حرف می‌زنند از درک آنها و از پیچیدگی دنیای ذهنی آنها وحشت می کنم. ساده ترینشان از بزرگترین مردهایی که می‌شناسم پیچیده تر هستند. من با تک تک مشتریانم عاشقانه می خوابم. 

 

عرفان با وجود اینکه سال‌ها کنار خیابان ایستاده و امروز هم همه مخارج سنگین خود را از همین طریق تامین می کند اما هیچ‌گاه احساس حقارت را در مقابل مشتریانش حس نکرده. وقتی در این مورد خاص صحبت می‌کند نشانی از افسردگی و تحقیر شدگی یک زن روسپی در حرف‌هایش نیست. همانطور که نشانی از آن نگاه اومانیستی و عاشقانه نسبت به زن. می‌گوید: این زنها هستند که به من نیاز دارند. زنانی که می دانم حاضرند به خاطر خدمات من پول زیادی بدهند. بارها در رختخواب امتحانشان کردم. آنها تا 10 برابر توافق اولیه را با کمال میل می‌پذیرند.  

 

در حاشیه همین حرف‌ها همکاران زن خود را سرزنش می‌کند و می‌گوید: زنها بیخود موضوع را برای خودشان نکبت‌بار می‌کنند. البته جامعه هم به این موضوع دامن می‌زند. این یک شغل است مثل همه شغل‌ها. وقتی اینطور به موضوع نگاه کنیم قضیه حل می‌شود. من یک تخصص دارم. بدن و قیافه خوبی دارم، پس از آن استفاده می کنم تا خوب زندگی کنم. هیچ چیز هم نمی‌تواند این کار را برای من قبیح و زشت جلوه دهد. زنان زیادی به خدمات من نیاز دارند و من هم به پول زیادی نیازمندم. پس قضیه ایرادی ندارد. یک معامله عادلانه! 

 


عرفان می گوید زنان روسپی همه زندگی خود را وقف شغل خود و دردسرهایش می کنند در حالی که او به تفریح، موسیقی و مطالعه خود هم می رسد. البته او به این نکته توجه نمی کند که درآمد او قابل مقایسه با زنان روسپی نیست. امنیت او تا این حد در خطر نیست و حس خرسندی او را هیچ یک از زنان همکارش تجربه نمی‌کنند.  

 

در منطقه‌ای که مشتریان عرفان زندگی می کنند، قیمت یک روسپی زن بین 50-150 هزار تومان است در حالی که او برای هر سرویسی که ارائه می‌کند بین 300 تا 600 هزار تومان پول می‌گیرد. این رقم باورنکردنی را می توان با دیدن لباس های مارکدار، ماشین گران‌قیمت و منزل شخصی‌اش حدس زد.  


عرفان می گوید تا وقتی که توان این کار را دارد بی‌هیچ شرمساری این کار را ادامه خواهد داد و :" خدا را چه دیدی شاید با یکی از مشتریانم ازدواج کردم. آنها دوست داشتنی و عاشق شدنی هستند".  

این جمله خداحافظی عرفان است: حالا باور کردی من خوشبخت‌ترین تن‌فروش جهانم!

5306.gif5306.gif5306.gif5306.gif5306.gif5306.gif5306.gif

خدا شفای عاجل عنایت بفرمایند" الهی امین"

خدا کمی اعتماد به نفس به ایشان بدهد

خداییش از حق نگذریم پسره خیلی خوشملهالبت داداش منم اون ابروهاشو برداره دلبر تر از این میشه

5306.gif5306.gif5306.gif5306.gif5306.gif5306.gif5306.gif

5306.gifپسر ۱۳ ساله ایی که پدر شد



کشور انگلیس، در میان تمام کشورهای اروپای غربی، بیشترین شمار بارداری را در میان دختران نوجوان داراست.

شمار بارداری‌های دختران نوجوان در انگلیس 2 برابر تعداد بارداری‌های دختران نوجوان در کشورهای فرانسه و آلمان است.

بر اساس تازه‌ترین ارقام منتشر شده توسط اداره آمار ملی انگلیس، تعداد بارداری‌های زیر سن 16 سال در انگلیس در سال 1999 به میزان 3/8درصد بود اما این میزان در سال 2006 کاهش پیدا کرد و به 8/7 درصد رسید . البته شمار بارداری ها در میان دختران نوجوان در انگلیس همچنان بالا است.

انتشار خبر مربوط به پدر شدن یک پسر بچه 13 ساله در انگلیس، شوک و حیرت شمار بسیاری از مردم این کشور را به دنبال داشته است.

الفی پتن Alfie Patten پسر بچه 13 ساله انگلیسی و شانتل استیدمن دوست دختر 15 ساله وی که ساکن منطقه ساسکس Sussex در جنوب شرق انگلیس هستند، صاحب فرزند شده‌اند .

دیوید کامرون رهبر حزب محافظه کار انگلیس با ابراز نگرانی از روند رو به افزایش بارداری در میان دختران نوجوان انگلیسی گفت: این روند که بچه‌ها امروزه در این کشور بچه دار می‌شوند یک روند بسیار نگران کننده است.

دیوید کامرون افزود: این خیلی خوب است که شاهد بزرگ شدن بچه‌ها و پدر و مادر شدن آنها باشیم اما نه اینکه در حالی که خودشان هنوز بچه هستند صاحب بچه شوند و بچه‌ها نباید در این سن و سال به موضوع پدر و مادر شدن فکر کنند.

دیوید کامرون سپس گفت: وقوع چنین مسئله‌ای در این کشور واقعأ نگران کننده است و این مشکلی است که در نتیجه اشتباه عمل کردن به وجود آمده است و باید این وضعیت درست شود.

ایان دانکن اسمیت از اعضاء حزب محافظه کار انگلیس که مرکزی به نام مرکز عدالت اجتماعی را در انگلیس اداره می کند و پیشتر نیز رهبری حزب محافظه کار انگلیس را برعهده داشت، در اظهار نظر خود درباره این حادثه گفت: وجود این موردی که اکنون رخ داده است و یک پسر بچه 13 ساله پدر شده است نمونه ای از آن نگرانی است که حزب محافظه کار درباره آن صحبت کرده است و منظور حزب محافظه کار از نامیدن جامعه انگلیس به عنوان جامعه ای از هم گسیخته در واقع وجود چنین مواردی است.

ایان دانکن اسمیت با تأکید بر ضرورت رسیدگی به این مسائل و جلوگیری از وقوع آنها، گفت: این مشکلات در جوامع معینی به وقوع می‌‌پیوندند و لازم است تا به منظور حل این مسئله، توجه‌ها بر روی این جوامع متمرکز شود.

گوردون براون نخست وزیر انگلیس نیز در واکنش به این حادثه گفت: من از جزئیات دقیق این مسئله اطلاعی ندارم اما معتقدم همگی‌مان به طور مسلم خواستار این هستیم که از بارداری‌های سنین نوجوانان اجتناب شود .

از سوی دیگر، اد بالز وزیر کابینه دولت گوردون براون در امور مربوط به بچه‌ها، پدر شدن این پسر بچه 13 ساله انگلیسی را حادثه‌ای بسیار ناخوشایند و غیر عادی توصیف کرد و گفت: ما به عنوان یک جامعه می‌توانیم این اطمینان را به وجود آوریم که شمار بارداری های نوجوانان در این کشور روند رو به پایینی را در پیش خواهد گرفت .

5306.gif5306.gif5306.gif5306.gif5306.gif5306.gif5306.gif

البته پدر شدن این پسر بچه زیادهم عجیب نیست وقتی تو دبستاناشون اموزش میدن و شبانه روز از تلوزیونشون این جور چیزارو نشون میدن چیز غیر ممکن و غیر قابل باور نیست

شاید این دوتا موضوع تکراری بوده ولی دیدم جالبه! گذاشتم تو وبلاگم

5306.gif5306.gif5306.gif5306.gif5306.gif5306.gif5306.gif

 حرفهای خودمونی

اول سامبیلی بیلام

  1.  امروز سالگرد دوستیه منو یه بنده خداییه(آآآآآآآآآآآ بزن اون کف خشنگرو خانوم .آخا بیکار نباشین)
  2. هفته ی گذشته یک بحران رو رد کردمسخت بود اما قابل رد کردن بود
  3. اون قضیه سوریمون که بود تو کل کشور پیچیده بود اون کلا کنسل شده به خاطر مامان جون شکوفمالهی قربونش بشم ملیض شده باسش دعا کنید
  4. گلو درد دارم میمیرم
  5. راستی میدونستین عید نزدیکه من که هنوز دلمو خونه تکونی نکردم چون دلم نمیاد کسی دور بندازم ولی گرد گیری کردم
  6. سپاس ایزد منان را که منو با اجی فرشته و پارمیدا اشنا کردخیلی دومسشون دالم
  7. هیچ علاقه ایی به خاتمی و احمدی و نژاد و سایر رجال سیاسی ندارم ولی یادم میاد از کوچیکی عاااااشق ولیعهد و محمدرضا ماکسیم یا همون پهلوی بودم( البته باید ذکر کنم که اصلا از سیاست حالیم نیست و این عشق کودکانست که من به ولیعهد و ممل جان دارم و دیگر هیچ)

 

 بای

نوشته شده در شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 13:21 توسط ஐღஐیار دبستانیஐღஐ|