تبليغاتX
·▪••●ஐღஐیار دبستانی منஐღஐ●••▪· - ~*یادم تورا فراموش*~

·▪••●ஐღஐیار دبستانی منஐღஐ●••▪·

ஐღஐدوستی فرصت نیست.بلکه مسئولیتی ست شیرین....ஐღஐ

 

می روی

 شاد و دریغ

        و نمی دانی هیچ.

بعد این فاصله ها

کمر صبر مرا می شکند

خیر در پیش و سفر بی تشویش

توشه ی راهت گل مریم

        سبدی نورانی ....:"""

ای مسافر من چه می دانستم

سر رفتن داری

من چه می دانستم

سر بیگانگی ات در پیش است .

ای مسافر من کدامین سخنم

     بویدلتنگی داشت

عاشقانه

حالا که همه چیز تموم شد ه

می خوام تموم حرفای دلم رو بزنم.

تموم حرفایی که تو این دو سال آزارم دادن. همه حرفایی که ته گلوم بغض شدن.

آره می گم خسته شدم. خشته شدم بسکه خفه خون گرفتم.خسته شدم بسکه حرفای دلم رو بهت نزدم.

خسته شدم از اینکه هی فکرای جورواجور به سراغ ذهنم اومد.فکرایی که باهاشون روزی ۱۰۰۰ بار مردم و زنده شدم!

خسته شدم بسکه نشستم این و اون رو دیدم و حسرت باتو بودن رو خوردم.

دیوونه شدم بسکه این فکر زد به سرم که با یک نفر دیگه دوستی و یا حتی ارتباط داری!

خسته شدم بسکه موقع اذان برات دعا کردم.

خسته شدم بسکه شوناهامو برای گریه هات قرض گرفتی.

خسته شدم از اینکه من همیشه تکیه گات بودم.

خسته شدم بسکه دروغکی خندیدم.شاد بودم.

خسته شدم از همه چی. از همه ی دلهرها و ترسها و تردیدها....!

بابا منم آدمم. منم انسانم! بنده ی همون خدایی که تو می پرستی.ازخاکم و زود پودر میشم نه از سنگ!

منم دوس دارم بخندم.به یکی تکیه کنم. پیش یکنفر گریه کنم و زار بزنم.

خسته شدم بسکه بهت عکس دادم تا ازم دوری عکسامو ببینی اما چرا برای یکبار که شده به جای اینکه عکسامو ببینی با من ببینی؟!چرا نخواستی از دریچه ی چشمای من دنیا رو ببینی؟!

اگه دنیا و خوشیاش ارثیه ی باباته ارثیه ی بابای منم هست منم به اندازه ی تو توش سهم دارم.

هروقت خواستم حرف دلم رو بزنم یا قهر کردی و یا گریه.

حسرت یکبار به موقع غیرتی شدنت به دلم مونده. دوس داشتم برای یکبارم که شده از یک نفر تعریف میکنم نزنی زیر گریه .

حالا هم چون که تو گفتی میرم گم میشم.ولی بخدا منم آدمم دوس داشتم برای یکبار هم که شده یکنفر منو به خاطر ایکه هستم،وجود دارم،نفس میکشم دوستم داشته باشه اما نشد!

باشه بازم حرف دلم رو کوتاه میکنم.بازم کات میدم....

ولی اینو بدون تا زنده ام آخرین جملت رو یادم نمیره که گفتی "برو گمشو!".

باشه میرم گم شم ولی کجا؟هرجا میرم تو خاطراتت هستن!

مثل همون قولی که اولین روز بهم دادی و پاش نموندی و موندم قول میدم واسه همیشه از دنیات گم شم،محو شم،نیست شم.

راستی یادم تورا فراموش.

نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 13:6 توسط ஐღஐیار دبستانیஐღஐ| |